پنج شنبه, ۵ جوزا ۱۴۰۱

در راستای همگرایی منطقه‌ای

ایران و پاکستان

آیا ایران و پاکستان توانایی مدیریت طالبان را دارند؟

16 February 2022

نویسنده: کامران بوهاری، ریس انستیتیوت مطالعات استراتیژیک در دانشگاه اوتاوا کانادا

مترجم: غلام غوث عمری، کارشناس روابط بین الملل

خروج ایالات متحده از افغانستان در تابستان سال پار بسیاری از کشورهای همسایه افغانستان را که به تامین امنیت منطقه توسط ایالات متحده عادت کرده بودند، دچار مشکل نموده است. با محاصره شدن کابل توسط طالبان، شبکه‌های شورشی احتمالا گسترش خواهند یافت و ناامنی می‌تواند در سراسر مرزهای افغانستان گسترش یابد. این تهدید می‌تواند یک نگرانی عمده برای سایر کشور های منطقه هم باشد.  با این حال، بزرگ‌ترین همسایه‌های افغانستان، ایران و پاکستان، دو کشوری‌اند که بیشترین نفوذ را در این کشور داشته و در معرض خطر بزرگ قرار خواهند گرفت.

مرزهای طولانی ایران و پاکستان با افغانستان همراه با پیوندهای تاریخی، قومی، زبانی و فرهنگی به این دو کشور اجازه داده تا نقش مهمی را در امور داخلی افغانستان ایفا نمایند. در مقابل، هیچ یک از سه کشور همسایه آسیای مرکزی یا چین، که با افغانستان هم مرز اند، به همان میزان در این کشور نفوذ ندارند. چین برای مدیریت افغانستان تحت تسلط طالبان بر ایران و پاکستان حساب می‌کند و کشورهای عربی خلیج فارس برای اطمینان از تامین منافع خود در این کشور به پاکستان متکی هستند. پس از خروج ایالات متحده، ایران و پاکستان رقبای اصلی خواهند بود که آینده افغانستان تحت کنترل طالبان را شکل می‌دهند.

پایان دوره طولانی مداخلات مستقیم قدرت‌های بزرگ در افغانستان خلاء خطرناکی را بر جای گذاشته است. ایران و پاکستان علی‌رغم اختلافات فراوان، هر دو به دنبال ثبات و امنیت در کشوری هستند که دو نسل آن در وضعیت جنگی قرار داشته است. منافع آنها غالباً در افغانستان از هم جدا شده یا در تضاد مستقیم قرار گرفته است؛ اما اکنون آنها مجبور به همکاری خواهند بود که در گذشته چنین نکرده‌اند.

ایران و پاکستان به طالبان نیاز دارند تا دولتی را ایجاد نماید که بتواند اندکی ثبات را حفظ کند و دولت اسلامی یعنی داعش و دیگر بازیگران جهادی فراملی را تحت کنترل داشته باشد. ایران که اخیراً تهدید داعش را در جناح غربی خود در عراق خنثی کرده، نمی‌خواهد شاهد افزایش قدرت جهادی‌ها در جناح شرقی خود باشد. پاکستان نگران است که فعالیت‌های داعش در افغانستان، شبه‌نظامیان را در داخل مرزهای خود تحریک کند. طالبان اکنون ممکن از نظر نظامی بر افغانستان تسلط داشته باشند، اما این جنبش تا استقرار حکومت مؤثر در سراسر کشور بسیار فاصله دارد. عدم شناخت طالبان  توسط جامع بین الملل، هیچ اهمیتی به یک اقتصاد قابل دوام ندارد. در این شرایط داعش می‌تواند به میدان بر گردد. گروه های شبه‌نظامی و سایر نیروهای جهادی فراملی از مبارزات طالبان برای متعادل کردن عمل‌گرایی لازم برای حکومت با تعهدات ایدئولوژیک اصلی خود سود خواهند برد. اگر طالبان رفتار خود را تعدیل کنند، ممکن است بسیاری از اعضای خود را به گروه های رادیکال تر از دست بدهند.

تسلط مجدد افغانستان توسط طالبان در زمانی صورت می گیرد که ایران و پاکستان در داخل کشور دچار آشفتگی هستند. پاکستان با عمیق ترین مشکلات اقتصادی خود از زمان استقلال مواجه است. تورم به طور تصاعدی افزایش یافته و این کشور به دنبال مذاکره برای یک قرارداد وام دیگر با صندوق بین المللی پول است. علاو براین، تنش و اختلافات بی سابقه بین  نظامیان و رهبران غیرنظامی تشدید شده است.  به همین ترتیب، پس از چهار دهه، رژیم آخوندی تهران در بحبوحه گذار بزرگ از یک رئیس‌جمهور میانه‌رو به یک رئیس‌جمهور تندروتر است و با این پرسش روبه‌رو است که چه کسی جانشین رهبر مریض آیت‌الله علی خامنه‌ای خواهد شد. ایران نیز به دلیل تحریم های بین المللی درد مالی زیادی را تجربه می کند. نارآمی و متشنج شدن اوضاع در افغانستان باعث افزایش پناهندگی گردیده و اوضاع را برای هر دو کشور بدتر خواهد کرد.

افغانستان همچنین دروازه بزرگی برای ایران و پاکستان به آسیای مرکزی است، به ویژه از نظر انرژی و مسیرهای تجاری. آنها مشتاق هستند تا از طریق برنامه زیرساختی گسترده ای که به عنوان ابتکار یک کمربند و جاده شناخته می شود، از تلاش های اتصال منطقه ای چین بهره ببرند. بزرگترین پروژه یک کمر بند و جاده چین، کریدور اقتصادی چین و پاکستان است که از مناطق نزدیک مرز افغانستان می گذرد و در برابر حملات شورشیان طالبان پاکستانی و نیز شبه نظامیان جدایی طلب بلوچ آسیب پذیر است. پاکستان در تلاش است تا طالبان افغانستان را وادار به سرکوب گروه های شورشی بلوچ کند که در خارج از افغانستان فعالیت می کنند، اما بعید است که حاکمان جدید در کابل، همتایان طالبان پاکستانی خود را که از پناهگاه در سمت افغانستان مرز برخوردار هستند، مهار کنند. در نتیجه، ناامنی که از افغانستان سرچشمه می گیرد، طرح های چین در پاکستان را تهدید می کند. به همین ترتیب، ایرانی‌ها امیدوارند که توافق هسته‌ای جدید به چینی‌ها اجازه دهد تا برنامه‌های خود را برای گسترش ابتکار یک کمبربند و جاده به کشورشان ادامه دهند. بنابراین، ایران و پاکستان منافع مشترکی در یک افغانستان باثبات دارند، که هر دو کشور متوجه شده اند که به این زودی نمی توان به این هدف رسید. اما اگر ایران و پاکستان بیشتر از رقابت در افغانستان با یکدیگر هماهنگی و همکاری کنند، چنین ثباتی ممکن است بیشتر شود.

 

بین دشت و فلات

برای قرن‌ها، دولت‌هایی که در فلات فارس در غرب افغانستان و آن‌هایی که در دشت‌های پنجاب در شرق کشور تاسیس شده، بر سر قلمرو آن رقابت بوده است. دولت ملت های مدرن ایران و پاکستان بازیگرانی هستند که در این پویایی محبوس شده اند. در این مسابقه پاکستان از برتری جغرافیایی و فرهنگی نسبت به ایران برخوردار است. مرز این کشور با افغانستان تقریباً سه برابر طولانی‌تر از مرز ایران با افغانستان بوده و به پاکستان اجازه می‌دهد تا بر رویدادهای این کشور محصور در خشکه تأثیر بگذارد. ایران به طور سنتی با اقوام مختلف افغانستان (شامل جوامع تاجیک، ازبک، هزاره، ترکمن، و بلوچ) ارتباط داشته و از این واقعیت که زبان این کشور دری است (نوع  فارسی) بهره برده  و به تهران اجازه می دهد نه تنها با این گروه ها بلکه با پشتون ها نیز روابط عمیقی برقرار کند. از سوی دیگر، اسلام‌آباد عمدتاً از طریق پشتون‌ها که ۴۵ درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند، در همسایه غربی خود نفوذ داشته است. پشتون ها نزدیک به یک پنجم جمعیت پاکستان را نیز تشکیل می دهند.

در دهه ۱۹۹۰، حمایت پاکستان از طالبان، که یک گروه عمدتاً پشتون هستند، قدرت این ارتباط را نشان داد. چهار سال پس از سرنگونی دولت کمونیستی در کابل در سال ۱۹۹۲ توسط گروه های اسلام گرا، طالبان به عنوان قدرتمندترین شبه نظامیان در فضای جنگ افغانستان ظاهر شد و حمایت پاکستان را به دست آورد. حمایت پاکستان به طالبان کمک کرد تا اولین رژیم خود را در سال ۱۹۹۶ ایجاد نماید. حتی پس از اینکه ایالات متحده طالبان را در سال ۲۰۰۱ سرنگون کرد، اسلام آباد به حمایت از این گروه ادامه داد. طالبان همچنان بزرگترین جنبش سیاسی افغانستان است که می تواند پس از شکست خود در سال ۲۰۰۱ برای بازپس گیری این کشور بهبود یابد. از سوی دیگر ایران هم یکی از بازیگران عمده در افغانستان محسوب میشود. در دهه ۱۹۹۰ تهران از ائتلافی گروه‌های کوچکتر و ضعیف‌تر مخالف طالبان و عمدتاً از جوامع متمایل به خویش مانند تاجیک‌ها و هزاره‌های شیعه، حمایت کرد. این اردوگاه ضد طالبان هرگز یک پیشتاز سیاسی که بتواند با طالبان رقابت کند تشکیل نداد و در گرداب خطوط قومی متلاشی شده است.

این احتمال نیز وجود دارد که اربابان جدید کابل با اسلام آباد متحد باقی مانده و تهران را طرد خواهند کرد. اما چشم انداز ژئوپلیتیکی در این کشور طی ۲۰ سال از زمانی که ایالات متحده اولین رژیم طالبان را در سال ۲۰۰۱ سرنگون کرد، به شدت  در واقع تغییر کرده است.

پاکستان مانند دهه ۱۹۹۰ بر طالبان نفوذ ندارد. طالبان دیگر تنها یک پدیده پشتون نیست. در واقع، آنها هجوم قابل توجهی به جوامع غیر از پشتون داشته اند، که تا حد زیادی توضیح می‌دهد که چگونه این گروه شبه نظامی به سرعت مناطقی را در شمال کشور در اوایل سال ۲۰۲۱ تصرف کرد. در ۱۵ سال گذشته، ایران نیز روابط خود را با عناصر طالبان توسعه داده است.

 

بازی با هر دو طرف

ایران در سال ۲۰۰۱ از ماموریت ایالات متحده برای سرنگونی رژیم طالبان پشتیبانی اطلاعاتی کرده و به شرکای خود در ائتلاف شمالی کمک نمود تا طالبان را از قدرت کنار بزند. روابط ایران و ایالات متحده پس از آن در بحبوحه اختلافات بر سر برنامه هسته ای تهران و دخالت واشنگتن در عراق به شدت تیره شد. ایران پس از سال ۲۰۰۵ شروع به ایجاد روابط با طالبان نمود. از سال ۲۰۰۹ نیروی های قدس شاخه بیرون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سلاح‌ و مهمات جنگی را برای شورشیان طالبان تامین می‌کرد.

تهران با چهره‌های طالبان مانند ملا عبدالقیوم ذاکر و ملا ابراهیم صدر و رهبر فقید طالبان ملا اختر محمد منصور که دقایقی پس از عبور موتر او از ایران به پاکستان در سال ۲۰۱۶ در حمله هواپیمای بدون سرنشین آمریکا کشته شد، ارتباط و هماهنگی نزدیک داشت. در همان زمان، ایران روابط خود را با گروه های اقلیت و همچنین حمایت از رژیم تحت حمایت ایالات متحده در کابل را حفظ کرد و سالانه کیسه های پول نقد به ارزش بیش از یک میلیون دلار را برای آن ها تامین می کرد.

 پاکستان نیز به نوبه خویش تلاش نمود تا با نیروهای دیگر در افغانستان روابط برقرار نماید. اولین بار حدود ۱۵ سال پیش با دولت کابل و جناح های ضد طالبان ارتباط برقرار نمود. این پیشنهادات و ارتباطات همیشه به گرمی مورد استقبال قرار نگرفت. مخالفان دیرینه طالبان عمیقاً نسبت به اسلام آباد بی اعتماد بودند. در همین حال، تلاش پاکستان برای همکاری با تلاش های جنگی ایالات متحده منجر به از دست دادن انحصار نفوذ این کشور بر طالبان شد. در اواسط دهه ۲۰۱۰، طالبان نه تنها روابط خود را با ایران گسترش داد، بلکه مذاکراتی را با واشنگتن  نیز آغاز نمود، طالبان  دفتر سیاسی  خویش را در قطر تأسیس کرد و روابط خود را با دیگر قدرت‌های جهانی مانند چین، روسیه، ترکیه، کشورهای اروپایی و دیگر کشورها دنبال نمودند. با این حال، اسلام آباد همچنان گسترده ترین ارتباطات را با جنبش شورشی افغانستان داشت، به ویژه با جناح حقانی مستقر در شرق افغانستان و شورای قدیمی کویته که مرکز اصلی طالبان در جنوب کشور را نمایندگی می‌کند.

 

عدم تمایل به همکاری

در دوران شورش طالبان، ایران و پاکستان به حفظ کانال های ارتباطی و حمایتی هم با دولت کابل و هم با طالبان راضی بودند. اما اکنون که طالبان در قدرت اند و نیروهای مخالف عمدتاً سرکوب میشوند، تهران و اسلام‌آباد با وضعیتی روبرو شده اند که احتمالاً برای آن آمادگی نداشتند.

تهران و اسلام آباد چه گونه می تواند به طالبان گوشزد کند تا حکومتی را ایجاد نماید که منجر به ناامنی نشود و منافع این دو کشور را تهدید نکند؟ ایران و پاکستان متوجه شده اند که باید در مدیریت وضعیت امنیتی در افغانستان همکاری نمایند. تشکیل دولت سرپرست طالبان نشان دهنده درجه ای از هماهنگی بین این دو کشور است. کابینه اولیه ای که طالبان رونمایی کرد تحت تسلط رهبران شبه نظامی نزدیک به پاکستان بود. اما در عرض چند روز و پس از برخی گفتگوهای مقامات ایرانی و پاکستانی در حاشیه نشست سازمان همکاری شانگهای در دوشنبه در سپتامبر ۲۰۲۱، چهره‌هایی از دیگر اقوام که روابط نزدیک با ایران دارند در سمت های کلیدی قرار گرفتند.

ذاکر و صدر به ترتیب معاون وزیر دفاع و داخله، حاجی نورالدین عزیزی یک تاجیک از ولایت پنجشیر وزیر تجارت و همچنین حاجی محمد بشیر تاجر اوزبیک اهل بغلان را به عنوان معاون وزیر، حاجی محمد عظیم سلطان زاده، تاجر دیگر اوزبیک اهل سرپل را به عنوان معاون وزیر برگزیده شده اند، از طریق این انتصابات طالبان امیدوار اند که به دو هدف دست یابند: اول، در عرصه داخلی دولت طالبان در تلاش اند تا سایر جوامع را متقاعد نماید که آنها در حکومت طالبان سهیم اند. دوم، جنبش اسلامگرای حاکم می‌خواهد به جامعه بین‌المللی نشان دهد که به درخواست‌ها برای تشکیل دولت فراگیر پاسخ می‌دهد.

 

این انتصابات کابینه مورد مذاکره هر چند حیاتی، تنها ابزاری نیست که ایرانی‌ها و پاکستانی‌ها از طریق آن برای مدیریت اوضاع بسیار سیال در افغانستان همکاری می کند. ارشدترین فرمانده نظامی ایران ریس ستاد ارتش محمد حسین باقری  در اواسط اکتبر هیئتی را به اسلام آباد هدایت کرد. باقری و سایر ژنرال‌های ایرانی که از ایران بازدید می‌کردند در دیدار با همتایان پاکستانی خود به طور مفصل درباره چگونگی همکاری با رژیم طالبان برای مدیریت نگرانی‌های امنیتی مشترک هر دو کشور بحث نمودند.

با وجود این تلاش‌ها برای همکاری، ایران و پاکستان نمی‌توانند مراقب یکدیگر نباشند. تهران نگران روابط نزدیک اسلام آباد با عربستان سعودی و امارات متحده عربی است. تهران نگران روابط نزدیک اسلام آباد با عربستان سعودی و امارت متحده عرب بوده و این را یک تهدید برای امنیت خویش در منطقه می پندارد. کشورهای حوزه خلیج فارس می توانند با ایجاد مشکل برای ایران در افغانستان و پاکستان، با تحرکات ایران در جهان عرب مقابله کنند.

پاکستان همچنان نگران همسویی نزدیکتر هند با ایران است. منافع ایران و هند در افغانستان، یعنی تمایل مشترک برای اطمینان از این که اسلام گرایان سنی متخاصم تهران و دهلی نو قادر به فعالیت آزادانه در این کشور نباشند، مدت هاست همپوشانی داشته است. ایران و هند همراه با روسیه، در دهه ۱۹۹۰ برای حمایت از ائتلاف شمال ائتلاف ضد طالبان همکاری چشمگیری داشتند. اگرچه چین و پاکستان در کنفرانس منطقه ای افغانستان در ماه نوامبر که توسط مشاور امنیت ملی هند آجیت دوال برگزار شد، شرکت نکردند، علی شمخانی، رئیس امنیت ملی ایران (به همراه همتایان خود از کشورهای آسیای مرکزی و روسیه) شرکت کردند. اما خروج ایالات متحده از افغانستان و متعاقب آن سقوط دولت افغانستان که از حمایت بین المللی برخوردار بود، یک مشکل استراتژیک بزرگ برای هند ایجاد کرده است. با کنترل طالبان در کابل، دهلی نو نفوذ خود را در افغانستان از دست داده است. همکاری با ایران می تواند دسترسی جایگزین هند به این کشور را فراهم کند.

برای چندین دهه، افغانستان یک حیاط خلوت استراتژیک مشترک برای ایران و پاکستان بود. پاکستانی ها مدت هاست که به دنبال یک دولت دوست در جناح غربی خود هستند تا بتوانند بر دشمن اصلی ژئوپلیتیک خود در شرق، یعنی هند تمرکز نماید. برای ایرانیان، جهان عرب در غرب به طور سنتی اولویت آنها بوده و افغانستان تنها عرصه فرعی است. اما فروپاشی چشمگیر جمهوری اسلامی افغانستان که از حمایت بین المللی برخوردار بود  به افغانستان نقش بسیار مهم تری در استراتژی های امنیت ملی هر دو همسایه داده است. ایران و پاکستان بیشترین تأثیر را در افغانستان تحت کنترل طالبان خواهند داشت. قدرت های بزرگی مانند چین و روسیه بر روابط دوجانبه خود با تهران و اسلام آباد تکیه خواهند کرد تا اطمینان حاصل کنند که بلاتکلیفی در افغانستان برنامه های استراتژیک آنها را برای آسیای مرکزی و جنوبی بر هم نزند. با فرض اینکه افغانستان در نهایت به نوعی ثبات دست یابد، هم ایرانی‌ها و هم پاکستانی‌ها به دنبال اهرم نفوذ خود برای افزایش منافع اقتصادی خود در کشور و منطقه خواهند بود. اما در آینده قابل پیش‌بینی، هر دو در تلاش خواهند بود تا اطمینان حاصل کنند که حالت آنارشیک در افغانستان امنیت ملی آنها را تضعیف نمی‌کند.

 

 

منبع: (https://www.foreignaffairs.com/articles/afghanistan/2022-01-11/search-stability-afghanistan)

 

 

افغانستان,ایران,پاکستان,غلام عوث,کشور نیوز