یکشنبه, ۲۵ میزان ۱۴۰۰

در راستای همگرایی منطقه‌ای

57752552_403

افغانستان وارد فاز جنگ قومی – مذهبی می‌شود؟

۲۳ جوزا ۱۴۰۰

امیری

مناطق‌ هزاره‌ و شیعه‌نشین در غرب کابل پی‌هم آماج حمله قرار می‌گیرد. حملات از تکیه‌خانه‌ها، مساجد و اماکن مذهبی آغاز شد، سپس مراکز آموزشی و دانشگاه‌ها را در بر گرفت، اکنون شهروندان شیعه و هزاره در روی جاده و در موترهای شهری آماج حمله قرار می‌گیرند.  

در آخرین مورد، شنبه ۲۲ جوزا در دو رویداد جداگانه در نواحی ششم و سیزدهم، دست‌کم هفت تن جان باختند. در میان قربانیان، سه تن از کارمندان افغان‌فیلم به شمول دو بانوی جوان حضور  داشتند.

این حملات، موج گسترده‌یی از ترس و نگرانی را در میان جامعۀ شیعه و هزاره مستقر در غرب کابل به وجود آورده است. هزاره‌ها این رویدادها را مصداق جنایت جنگی و نسل کشی آشکار می‌دانند. آنان با راه‌اندازی اعتراضات گستردۀ رسانه‌ای، از نهادهای بین‌المللی خواستند این رویدادها را به عنوان «نسل‌کشی» به رسمیت بشناسند. تاهنوز نهادهای رسمی داخلی و بین‌المللی دربارۀ این درخواست پاسخ نگفته‌اند.

عوامل این حملات و این‌که آنها با راه‌اندازی کشتار هدفمند قومی چه برنامه‌هایی را دنبال می‌کنند، روشن نیست. اما مشخص است که هزاره‌ها و جامعۀ تشیع افغانستان آماج حملۀ سیستماتیک و سازمان‌یافته قرار گرفته‌اند.

تحلیل غالب این است که حلقات استخباراتی داخلی و خارجی تلاش دارند که جنگ افغانستان را وارد مرحلۀ تازه منازعات فرقه‌یی و مذهبی سازند. شبیه آنچه پیشتر در سوریه و عارق مشاهده کردیم. منازعات فرقه‌یی و مذهبی در عراق از سوی داعش رهبری شد.

 با خروج نیروهای خارجی و نزدیک‌شدن طالبان به قدرت، بستر استثنایی برای سربازگیری و حضور نظامی داعش در جغرافیای افغانستان فراهم شده است. تفکر داعش استوار بر شیعه‌کشی، فتح سرزمین‌های اسلامی و درآوردن آنان تحت قلمرو حکومت اسلامی و اطاعت شان از خلیفۀ خداوند در روی زمین است.

اجرایی‌سازی آجندای نخست آنان دشوار نمی‌نماید. آنها عملاً شیعه‌کشی را راه‌انداخته اند. علایم و نشانه‌های آن را هم اکنون در قلمرو افغانستان و بخش‌هایی از پاکستان مشاهده می‌کنیم. برنامۀ دوم داعش بلندپروازانه، غیرعملی و اما دردسرساز است. این گروه تروریستی قطعاً از هیچ فرصتی برای آسیب‌ رساندن به کشورهای منطقه به ویژه همسایه‌های شمالی و غربی دریغ نخواهد کرد. بستر برای تحقق برنامه‌ها و اهداف داعش فراهم است. طلبه‌های هزاران مدرسه مذهبی در سراسر افغانستان به ویژه در مناطق شمالی، بیکار نشسته و رویای به‌کرسی نشاندن آموزه‌های رادیکال مذهبی را در سر می‌پرورانند. داعش در روبرویش یک لشکر مجانی، کم هزینه و ساده‌دل را می‌بیند که در فرصت کوتاه امکان تسخیر قلمرو و جغرافیای کلانی را به این گروه فراهم می‌سازد.

 از سوی دیگر، جنبش‌های اسلامی وابسته به کشورهای آسیای مرکزی به گونۀ نیرومند در جغرافیای شمال فعال هستند. با پیوستن طالبان به قدرت این گروه‌ها بی‌درنگ به جبهۀ داعش ملحق خواهند شد. ملحق‌شدن آنان به داعش دردسر بزرگی را به کشورهای آسیای مرکزی به شمول چین و ایران خلق خواهد کرد.

با تغییر شکل دادن جنگ جاری در افغانستان، پای کشورهای بیشتری به منازعات افغانستان کشانیده خواهد شد. در وهلۀ اول، ایران با نظرداشت حسیاست مذهبی و شیعی، بیشتر از پیش در قضایای افغانستان دخیل خواهد شد. در واکنش، کشورهای نیرومند حوزۀ خلیج به ویژه عربستان و امارات وارد میدان خواهند شد. این کشورها در دورۀ جهاد حضور وسیع در افغانستان داشتند؛ اما پس از حضور نیروهای بین‌المللی در سال ۲۰۰۱ پا پس کشیدند. اکنون از قراین و نشانه‌ها بر می‌آید که پای کشورهای بیشتری به میدان کشیده می‌شود. اکنون ما شاهد درگیری و جنگ نیابتی هند و پاکستان، روسیه و ایران و امریکا- ناتو هستیم. پس از خروج نیروهای خارجی، بازیگران بیشتری وارد عرصه خواهند شد. چنانچه ترکیه به گونۀ مستقیم در شمال افغانستان وارد شده است.

مذهبی و قومی‌شدن جنگ افغانستان، تهدید کلان منطقه‌ای و جهانی است. این خطر بزرگ را باید کشورهای منطقه جدی بگیرند.

اما رهبران جامعۀ اهل تشیع ظاهراً از این توطیه آگاه هستند. آنان با آن‌که اصرار دارند این رویدادها به عنوان نسل‌کشی به رسمیت شناخته شود، تلاش دارند به قوم شان تفهیم کنند که شکار این توطیه نشوند. اما برخی چهره‌های هزاره و شیعه معتقد هستند که راه‌حل مسلح‌سازی باشندگان محل و توسل به سلاح و قوت نظامی است. با حرکت‌های مدنی و مسالمت‌آمیز رسانه‌یی کاری از پیش نخواهد رفت. این دیدگاه به پیچیده‌شدن وضعیت انجامیده و واردشدن به مرحلۀ خصومت‌های فرقه‌یی و مذهبی را تسریع می‌سازد.

داعش,شیعه,طالبان,کشتار هدفمند,نسل کشی,هزاره ها