پنج شنبه, ۵ جوزا ۱۴۰۱

در راستای همگرایی منطقه‌ای

48063820_403

حاصل ۲۰ سال حضور امریکا و ۱۰ سال حضور شوروی در افغانستان چه بود؟

20 April 2022

محمد عابد امیری- خبرنگار

سال گذشته آخرین سرباز آمریکایی افغانستان را ترک کرد، افغانستانی که در ۲۰ سال گذشته تحت کنترل ایالات متحده بود. تمام جهان تخلیه فوری یا بهتر است بگوییم پرواز نیروهای آمریکایی را تماشا کردند. روشن شد که خروج از کشوری که در آن امکان دستیابی به یک پیروزی قاطع وجود ندارد، می تواند به روش های بسیار متفاوتی انجام شود. اکنون، بیش از هر زمان دیگری، فرصتی مناسب برای مقایسه نتایج حضور ۱۰ ساله و ۲۰ ساله دو ابرقدرت – اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا در افغانستان است.

از دهه ۵۰ قرن گذشته و تا زمان ورود نیروهای شوروی به افغانستان، در میان تمام کمک های اقتصادی خارجی به افغانستان، سهم اتحاد جماهیر شوروی حدود ۴۰ درصد بود. از سال ۱۹۷۹ این رقم به ۹۰ درصد رسید.

بین سال‌های ۱۹۵۵ و ۱۹۸۰، بیش از ۳ میلیارد دالر کمک خارجی به عنوان بخشی از یک سری برنامه‌های اقتصادی پنج ساله در دسترس قرار گرفت.

اولین طرح در سال ۱۹۵۶ شروع شد. از جنبه مثبت، یک شبکه ایجاد شده است زیرساخت های بسیار مورد نیاز، از جمله سیستم جاده های آسفالت شده که شهرهای بزرگ را به هم متصل می کند.

این پل که تحت هدایت متخصصان شوروی ساخته شده است، به نام “پولی دوستی” یا “حیرتان” شناخته می شود، هنوز تنها راه عبور بین افغانستان و ازبکستان است. امروزه تمام محموله های شمال افغانستان – حدود نیمی از صادرات از آن عبور می کند.

با در نظر گرفتن ویژگی جغرافیایی افغانستان که بخش قابل توجهی از قلمرو آن را کوه ها اشغال کرده اند، تونل سالنگ ساخته شده توسط اتحاد جماهیر شوروی به طول بیش از دو و نیم هزار متر نقش مهمی در وصل سازی شمال و جنوب و مرکز ایفا می کند.

سیستم آموزشی از ابتدایی به سطح دانشگاهی به طور قابل توجهی گسترش یافته است و ثبت نام در ۲۵ سال ده‌ها برابر افزایش یافته است. دانشگاه پلی تکنیک در کابل که توسط اتحاد جماهیر شوروی ساخته شده است، هنوز متخصصان فنی عالی را که در بازار کار محلی مورد تقاضا هستند، تربیت می کند.

تعداد زیادی شفاخانه، کارخانه، چندین فرودگاه و نوعی سیستم ارتباطی ایجاد شد.

برای افغانستان در آن زمان مشکل تامین آب و برق به شدت حاد بود. اتحاد جماهیر شوروی پروژه های بزرگ آبیاری و انرژی را در جنوب غربی (پروژه هلمند) و در شرق (پروژه نغلو) انجام داد.

نغلو به یکی از بزرگترین نیروگاه های برق در افغانستان و تامین کننده اصلی برق کابل تبدیل شده است.

تحقیقات معادن و منابع، منابع غنی را در افغانستان آشکار کرده است به ویژه در زمینه گاز طبیعی، سنگ آهن، روی و نفت.

اتحاد جماهیر شوروی نه تنها به افغانستان کمک اقتصادی کرد، بلکه تعداد زیادی از پرسنل بسیار ماهر را نیز فرستاد که تأسیسات زیربنایی مهمی را به تنهایی ایجاد کردند و همکاران محلی را آموزش دادند. بسیاری از مردم شوروی، حتی پس از خروج نیروهای شوروی، همچنان در کابل و سایر شهرهای افغانستان زندگی می کنند، به زبان مسلط شدند، نام خود را تغییر دادند، تشکیل خانواده دادند و در افغانستان اقامت گزیدند، به طوری که گاهی اوقات نمی توان آنها را از مردم محلی تشخیص داد.

نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۰۱ وارد افغانستان شدند و تا سال گذشته در آنجا بودند. در این مدت، ایالات متحده آمریکا بر اساس برآوردهای مختلف، از یک تا دو تریلیون دالر در افغانستان هزینه کرد. هزینه های نظامی آمریکا تنها در سال ۲۰۲۱ بیش از ۱۲۵ برابر تولید ناخالص داخلی سالانه افغانستان بوده است!  این داده ها به طور خاص برای اطمینان از حضور نظامی نیروهای آمریکایی است، نه سرمایه گذاری های مالی. به نظر می رسد که چنین بازیگر قدرتمندی که چنین حجم عظیمی از منابع را مدیریت می کند، در ۲۰ سال کامل نه تنها باید همه جیب های مقاومت را سرکوب کند، بلکه پس از خروج خود از سیستم دولتی جدید نیز خارج شود.

آمريكا مقدار زيادي از ماليات را تامين كرد، اما رهبري افغانستان كه تحت حمايت ايالات متحده آمريكا قرار گرفته بود، و از فساد نيز نمي‌توانست راهبرد اقتصادي معقولي را تدوين كند.

اما دلیل اصلی شکست کمک های خارجی در افغانستان این بود که دولت ها اهداف سیاسی خود را دنبال می کردند. جاده ها برای تانک ها طراحی شده بودند و فرودگاه ها برای عملیات نظامی بزرگ ساخته شدند، نه برای حمایت یا تحریک توسعه اقتصادی. ساماندهی سیستم آبیاری ناشی از نیاز به افزایش سطح زیر کشت خشخاش بود که با فروش آن محافل قدرت در خارج از حوزه قضایی کنگره غنی شد.

نیمی از جاده ها و فرودگاه های افغانستان که توسط اتحاد جماهیر شوروی ساخته شده بود توسط ایالات متحده به عنوان بخشی از برنامه کمک های خود استفاده می شد.

به این ترتیب، با وجود مقیاس سرمایه گذاری خارجی، سطح بهره وری در افغانستان تغییر قابل توجهی نداشته است و افزایش متناظری در سطح فعالیت های تولیدی مستقیم وجود نداشته است.

شرایط زندگی در مناطق روستایی، در حدود ۲۰۰۰۰ روستا، بدون تغییر باقی مانده است. از سوی دیگر، بسیاری از مراکز شهری مانند کابل، قندهار، هرات و مزار شریف – شهرهای مرفه سابق افغانستان از امکانات زندگی مدرن، از جمله هتل های مدرن، تلویزیون، شفاخانه های مدرن، فروشگاه ها و بازارها و خدمات شهری، از جمله ترافیک هوایی بین المللی برخوردار شده اند.

این دوگانگی منجر به مهاجرت کارگران توانمند از روستا به شهر شده و بخش روستایی را از منابع انسانی ارزشمند خود تهی کرده و در عین حال بیکاری بالا را در شهر مدرن ایجاد کرده است.

بخشی از اقتصاد که دستمزد تولید می کند. علاوه بر این، این هجوم سریع مردم به مراکز شهری باعث ایجاد فقر شهری و قشربندی اجتماعی بالا شده است.

بعد از ۲۰ سال حضور آمریکا می توان از نیمه کاره بودن و بی ثباتی عناصر و سازه هایی که در این مدت ساخته و تامین مالی کردند صحبت کرد. و سخنان جو بایدن، که تصمیم گرفت پول بانک مرکزی افغانستان را که در ایالات متحده ذخیره شده بود، به خانواده های قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر انتقال دهد، به طور کامل در مورد نگرش نسبت به افغانستان و جمعیت آن صحبت می کند، هرچند که یک مورد هم نیست. از شبه نظامیانی که این حمله را ترتیب دادند، افغان بودند.

افغانستان,امریکا,بازسازی,توسعه,خروج,شوروی,فقر