سه شنبه, ۳۱ حمل ۱۴۰۰

در راستای همگرایی منطقه‌ای

168404273_273989954191210_5494548162905961042_n

حکمتیار به‌دنبال چیست؟

۱۵ حمل ۱۴۰۰

امیری

گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی با راه‌اندازی راه‌پیمایی‌ و اعتراضات خیابانی، چند هدف را دنبال می‌کند:

نخست. حزب اسلامی از محاسبۀ ادارۀ پسا صلح خارج شده است. گلبدین حکمتیار به‌استثنای شرکت در نشست ترویکای مسکو، در هیچ بخشی از مذاکرات صلح و گفت‌وگو دربارۀ آیندۀ سیاسی افغانستان حضور و نقش نداشته است. حکمتیار با راه‌اندازی اعتراضات خیاباتی، به‌دنبال تثبیت سهم و جایگاه حزبش در نظام آینده است.

دوم. حزب اسلامی حکمتیار نزدیک به ۲۵ سال از صحنۀ سیاسی افغانستان غایب بود. اکنون، با راه‌اندازی اعتراضاتِ مسالمت‌آمیز و مردمی، می‌خواهد به رقبایش تفهیم کند که هنوز قدرت بسیج و سازمان‌دهی اجتماعی – سیاسی دارد.

سوم. حزب اسلامی به‌دلایل زیاد با وضعیت نامرتبط شده است. حکمتیار تلاش دارد که خود را با وضعیت و مناسبات سیاسی- اجتماعی دو دهۀ پسین مرتبط سازد.  

چهارم. حکمتیار در دورۀ جهاد و دولت اسلامی، از یک روایت و دیدگاه ایدیولوژیک و سیاسی نمایندگی می‌کرد. پس از دولت اسلامی، طالبان با مشروعیت بیشتری روایت حکمتیار را ربودند. حالا، حکمتیار با بیعت به‌طالبان در نشست مسکو نشان داد که به‌دنبال گرفتن روایت از طالبان نیست؛ بل می‌خواهد در بخشی از روایت سهیم شود.

پنجم. حزب اسلامی به‌دلیل اقدامات خودخواهانه و گروهی حکمتیار به چند شاخۀ جداگانه تقسیم شد: برخی اعضای حزب به‌جریان‌های دیگر پیوستند و شماری دیگر، به‌گونۀ انفرادی به‌کار سیاسی و اجتماعی پرداختند. اکنون، حکمتیار در پی جمع‌وجور کردن و بسیج نیروهای سابق است. او در این کار موفق هم بوده است.

بعید به نظر می‌رسد این اقدامات بتواند حکمتیار را به هدف برساند. حکمتیار سابقۀ اختلاف شدید با طالبان دارد. او سه سال قبل پس از توافق صلح با حکومت افغانستان، انتقادات سختی به طالبان داشت. حکمتیار طالبان را مسوول فروپاشی در حزب اسلامی می‌دانست. پس از ناپدیدشدن حکمتیار از صحنه، اکثر اعضای حزب اسلامی به جبهۀ طالبان پیوستند.  طالبان در شرایط حاضر به حمایت و «بیعت» حکمتیار نیازمند هستند. اما پس از روی کارآمدن در صحنه و به دست آوردن قدرت در کابل، هیچ نیازی به حمایت حکمتیار نخواهند داشت. هرچند حزب اسلامی و طالبان، هردو از مراجع مشخصی حمایت و پشتیبانی می‌شوند. ممکن است مراجع در راستای وحدت میان این دو جریان تلاش کنند. اما طالبان نشان داده‌اند که زیر بار چهره‌هایی مثل حکمتیار نمی‌روند.

مشکل حزب اسلامی وابستگی مفرط به شخص حکمتیار است. حزب اسلامی نتوانسته است به یک جریان سیاسی تبدیل شود؛ جریانی‌که از جمعی از شخصیت‌ها و افراد تشکیل و مدیریت شود. حزب اسلامی، از بدو پیدایش در محور حکمتیار چرخیده است. حکمتیار اجازه و مجال ظهور چهره‌های نو در حزب را نداده است. به همین دلیل، افراد وابسته به حزب اسلامی، پس از پروبال یافتن، راه شان را از حکمتیار جدا می‌کنند. البته این خصیصۀ اکثر تنظیم‌های جهادی سابق است. جمعیت اسلامی، پس از مرگ استاد ربانی و احمدشاه مسعود، نتوانست وحدت و انسجام پیشین خود را حفظ کند. جمعیت اکنون به دو جریان با دو رهبری متفاوت و رقیب بدل شده است.