دوشنبه, ۶ سرطان ۱۴۰۱

در راستای همگرایی منطقه‌ای

طالبان

طالبان و نزاع قدرت و ارزش‌ها

09 June 2022

جمشید یما امیری- روزنامه نگار

مقدمه

وحدت صف میان رهبران و فرماندهان طالب زبان‌زد عام و خاص بوده است. زمانی‌که طالبان در قطر سرگرم مذاکره با امریکا بودند، بسیاری‌ها از تفاوت آرا میان سطوح رهبری و فرماندهی و عملیاتی طالبان سخن می‌زدند. اما پس امضای توافق نامۀ ۲۹ فبروری دوحه و در نتیجۀ آن آتش‌بس با نیروهای خارجی، طالبان ثابت کردند که از وحدت و انسجام لازم درونی برخوردار هستند. طالبان در ۲۵ سال از رهبری و صف واحد برخوردار بوده و صف واحد در برگشت دراماتیک این گروه به قدرت در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ نقش مهم داشت.

اما پس از پیروزی و برگشت به قدرت، برخلاف دور نخست حاکمیت طالبان، اختلافات میان رهبران تحریک در همان روزهای نخست پیروزی کلید خورد. ملا برادر، معاون تحریک طالبان و رییس دفتر سیاسی طالبان در دوحه با عضو ارشد شبکۀ حقانی در ارگ درگیر شد. این درگیری بر سر کرسی‌های دولتی به ویژه سمت ریاست وزرا بود که مهمترین مقام پس از امیر المومنین است. این درگیری با پا در میانی رییس استخبارات پاکستان حل گردید.

اما رفته‌رفته اختلافات و کشیدگی میان رهبران طالبان افزایش یافت. طالبان با سیاست منحصر به فرد رسانه‌یی و جلوگیری از دسترسی به اطلاعات همواره کوشیده‌اند که اختلافات دورنی را پوشیده نگه دارند. اما اختلافات به پیمانه‌یی عمیق گردید که یکی از مهمترین چهره‌های تحریک طالبان را وادار به موضع‌گیری سخت و بی‌سابقۀ رسانه‌یی ساخت. عباس استانکزی، عضو ارشد هیأت مذاکره کنندۀ صلح طالبان با سخنان آتشین از عملکرد ۹ ماهۀ این گروه در افغانستان انتقاد کرد. استانکزی بر حکومت داری، سیاست خارجی، برنامۀ اقتصادی، برنامۀ تعلیمی و تحصیلی طالبان حمله کرد و گفت که او شخصاً شاهد سرنگونی رژیم‌های زیادی بوده و عامل اصلی هم بی‌اعتنایی به مطالبات مردم است.

منازعۀ درونی در کابل

هنگامی‌که رهبران طالبان در دوحه سرگرم مذاکرات صلح بودند و انتظار سفر هیأت جمهوری اسلامی افغانستان را می‌کشیدند، ناگهان با فرار رهبری دولت کابل سقوط کرد. شبکۀ حقانی که بار اصلی جنگ را بر دوش می‌کشید و در حقیقت شاخۀ نظامی تحریک طالبان بود و مشاورۀ مستقیم همسایۀ جنوب و شرقی را با خود داشت، زودتر از همه وارد کابل شد و کرسی‌های مهم، منابع و امکانات نظامی، مالی و اقتصادی را به کنترل در آورد. رهبری و اعضای شبکۀ حقانی به جمع‌آوری وسایط و جنگ‌افزار و منابع هنگفت برجا مانده از دولت پیشین افغانستان پرداختند و در ساختمان های مجلل شهر کابل جابجا شدند. ورود پیشتازانه به کابل، به شبکۀ حقانی این زمینه را فراهم ساخت که به تحکیم بیشتر پایه‌ها و اقتدارش بپردازد و دست برتری در منازعات داخلی طالبان پیدا کند.

بعدتر در تقسیم کرسی‌های دولتی، شبکۀ حقانی مهمترین سمت‌های دولتی را اشغال کرد. وزارت داخله به سراج‌الدین حقانی رسید. سراج‌الدین حقانی، با حذف ادارۀ ارگان‌های محلی و نهادهای موازی دیگر، کنترل تمام ولایات و ولسوالی‌ها را در ۳۴ ولایت افغانستان به دست گرفت و به تعیینات خودسرانه در مرکز و ولایات پرداخت.

شبکۀ حقانی متمرکز به مسایل داخلی است. نهادهای اثرگذار از جمله ولایت‌های کلیدی، قوماندانی ولایات، رؤسای کمیسیون‌های نظامی، در اختیار این شبکه قرار دارد. شبکۀ حقانی اداره‌های کلیدی دولتی مانند وزارت مالیه (هدایت‌الله بدری)، امور داخله (سراج الدین حقانی) مهاجرین و عودت‌کنندگان (خلیل‌الرحمن حقانی)، تحصیلات عالی (عبدالباقی حقانی)، پاسپورت و برخی ولایات کلیدی را در اختیار دارند.

رهبر شبکۀ حقانی کمتر در جلسات شورای وزیران و کمیته‌های مربوط حاضر می‌گردد. او به صدر ابراهیم که به نمایندگی از جبهۀ لوی کندهار در معاونیت وزارت داخله معرفی شده‌، کمترین وقعی نمی‌گذارد. صدرابراهیم و قیوم ذاکر دوتن از پایه‌های نظامی حوزۀ لوی کندهار از ماه‌ها بدین‌سو ناراض هستند و در کندهار و هلمند به سر می‌برند.

اقدمات شبکۀ حقانی موجب نگرانی طالبان لوی کندهار گردیده است. طالبان لوی کندهار خود را بنیان‌گذاران تحریک طالبان و در عین حال وارثان اصلی راه ملامحمد عمر می دانند و شبکۀ حقانی را به چشم یک گروه ائتلافی می بینند که به آنها ملحق شده است. از این رو، توقع دارند شبکۀ حقانی به جای کار کوچک گروهی و تیمی، به ارزش های کلان تحریک طالبان متعهد و پای بند باشد. چیزی که در ۹ ماه گذشته دیده نشده و شبکۀ حقانی به عنوان تافتۀ جدا بافته از تحریک طالبان رفتار کرده است.

این اختلافات نه تنها بر سر تقسیم منابع و کرسی‌های دولتی، بل بر سر یک سری ارزش‌ها هم است. یک منبع گفت که شبکۀ حقانی طرف‌دار جنگ در پنجشیر نیست. زیرا، آن را جنگ با برادر مسلمان می‌داند و حرام تلقی می‌کند. سراج‌الدین حقانی در مراسم ویژه از سالروز پیروزی مجاهدین (هشت ثور) در کابل تجلیل کرد و عکس رهبران جهادی به‌شمول استاد ربانی و احمدشاه مسعود را در سالون نصب گردانید. اما هیچ یک از مهره‌های کلیدی لوی کندهار در مراسم حضور نیافتند.

 جبهۀ لوی کندهار از سالروز مرگ ملا محمد عمر پیشوای تحریک طالبان تجلیل کرد. در مراسم یادشده، از سران شبکۀ حقانی، تنها انس حقانی که هیچ سمت رسمی و دولتی ندارد در جلسه شرکت ورزید. سراج‌الدین حقانی، رهبر و خلیل‌الرحمن حقانی نفر دوم شبکۀ حقانی در مراسم حضور نیافتند.

 هفتۀ پیش از سالروز  کشته‌شدن اختر محمد منصور در تالار رادیو تلویزیون ملی تجلیل شد. در این مراسم هیچ از سران شاخۀ حقانی (سراج‌الدین، خلیل‌الرحمن و انس) حضور نیافتند.

سوءظن میان شبکۀ حقانی و طالبان لوی کندهار روز به روز افزایش می‌یابد. سران لوی کندهار در دو سه ماه اخیر تلاش کرده‌اند که نقش حقانی را کم رنگ سازند، اما این تلاش‌ها نتوانسته است کارگر واقع شود.

رهبر طالبان پس از افزایش درگیری دو جناح سیاسی در کابل، آنان را به کندهار فراخواند و به خویشتن داری دعوت کرد. اما ظاهراً فشارهای رهبران طالبان هم نتوانسته از حجم درگیری‌ها و اختلافات بکاهد.

 کابل در برابر کندهار

علاوه بر درگیری بر سر قدرت در کابل، سیاسیون طالب در پایتخت با رهبر طالبان و اطرافیانش در کندهار در کشمکش هستند. طالبان به محض پیروزی و تکیه بر قدرت، دربارۀ انفاذ شریعت، امر به معروف و نهی از منکر و نهادینه‌سازی ارزش‌های اسلامی دچار دو دستگی و اختلاف شدند. جمعی از سران طالبان با توجه به موقعیت متزلزل این گروه در سطح جهانی و بحث به رسمیت‌شناسی آن‌ها از سوی کشورها، خواهان رویکرد منعطف در قبال زنان، امر به معروف و نهی از منکر و در کل اجرای قوانین سخت گیرانۀ اسلامی شدند. چهره‌هایی مثل ملا عبدالغنی برادر، مولوی عبدالکبیر و عبدالسلام حنفی معاونان رییس وزرا، امیرخان متقی وزیر خارجه، شهاب الدین دلاور وزیر معادن و پترولیم که همگی در تیم مذااکراتی دوحه حضور داشتند، معتقد هستند که اجرای شریعت لازمی است، اما در چگونگی تطبیق آن باید مصلحت را در نظر گرفته و به تدریج گام برداریم. رویکرد منعطف این دسته موجب گردیده که برخی از سران طالبان آنان را به‌معامله با اصول امارت و امریکایی‌گرایی متهم نمایند. ملا حسن آخوند رییس وزرا در یکی از سخنرانی هایش در همین راستا تلویحا از ملا برادر انقتاد کرد.

اما شماری دیگر از جمله ملا هبت الله امیر المومنین و اطرافیانش، با تکیه بر اصول و اساسات دینی و تعهدات رهبری طالبان در جنگ ۲۰ ساله تأکید بر اجرای بی قید و شرط شریعت دارند.

رهبر طالبان مخالف سرسخت تعلیم و کار زنان است. پروای مناسبات و روابط با جامعۀ بین‌المللی را ندارد و به سان یک ملای روستایی قلمرو حاکمیتش بر کندهار خلاصه می‌شود.

نکتۀ مهم این است که منابع متعدد عنوان کردند که شبکۀ حقانی دربارۀ مسایل بالا رویکرد نرم تری نسبت به طالبان لوی کندهار دارد.

مولوی نورالدین ترابی وزیر سابق امر به معروف و نهی از منکر در روزهای نخست پیروزی طالبان در مصاحبه با اسوشیتدپرس از برگشت احکام قصاص، قطع دست و سنگسار سخن گفته بود. به محض پخش مصاحبه مولوی ترابی از صحبت با رسانه‌ها منع شد. این اظهارات سبب شد که طالبان وی را از اداره قدرت‍مند امر به معروف و نهی از منکر به معاونیت ادارۀ نه چندان مهم سره میاشت معرفی کنند. برخی منابع به نقل از نورالدین ترابی گفته‌اند که سمت معاونیت سره میاشت به وی که از بنیان گذاران تحریک طالبان است، کسر شأن می‎باشد.

منابع متعدد تأیید کرده‌اند که شماری از اعضای طالبان پس از ناامیدی از رهبری در زمینۀ تطبیق شریعت اسلامی از صف امارت خارج شده و به زندگی عادی برگشته اند. افزایش نارضایتی در بدنۀ طالبان موجب نگرانی رهبری شده است. زیرا، این احتمال می رود که گروه هایی چون داعش از فرصت استفاده کرده و به جلب و جذب نیروی طالبان بپردازند.

عباس استانکزی یکی از مهمترین چهره‌های ناراضی در رهبری طالبان است. او از هنگامی که به معاونیت وزارت خارجه انتخاب شد، هرگز به وظیفه حاضر نگردید. او تمام وقت در دبی و دوحه است. اخیراً ملا برادر که برای شرکت در مراسم تعزیت رییس امارات متحده عربی به ابوظبی رفته بود، در برگشت به کابل عباس استانکزی عضو ناراضی گروه طالبان را با خود به کابل آورد. استانکزی دو روز پستر در مراسم یادبود از ملا منصور رهبر پیشین امارات اسلامی، حملات تندی بر رهبری طالبان داشت. بسیاری از ناظران معتقد هستند که استانکزی به تنهایی قادر به اتخاذ چنین موضعی نیست. او در واقع از سوی ملا عبدالغنی برادر معاون رییس وزرا برای ایراد چنین سخنانی تشویق گردیده است. ملا برادر و عباس استانکزی رییس و معاون هیأت مذاکره طالبان در دوحه بودند و در مدت اقامت در قطر روابط خود را با جامعه بین المللی تأمین کردند. آنها از چهره های اصلاح طلب و میان رو در صف طالبان محسوب می شوند. 

در واقع، رهبری طالبان فعلاً در میان دو سنگ آسیاب گیر مانده‌اند. از یک طرف انزوای جهانی و فشار جامعه بین‌المللی برای به‌رسمیت‌شناسی حقوق زنان، به رسمیت‌شناسی حقوق اقوام، مذاهب و گروه‌های سیاسی و تأمین مشارکت سیاسی و از سوی دیگر، بحث اعتماد و کسب رضایت بدنۀ تحریک.

نتیجه گیری:

با گذشت هر روز بی‌اعتمادی میان طالبان افزایش می‌یابد. اختلاف میان شبکۀ حقانی و طالبان لوی کندهار برجسته گردیده است. با وجود این‌که رهبری طالبان پیوسته هرگونه  اختلاف و دو دستگی را رد کرده‌اند، اما تمام شواهد دال بر موجودیت اختلاف میان دو شاخۀ طالبان بر سر قدرت است. طالبان کندهار خود را اساس‌گذاران تحریک می‌دانند و دوست ندارند هیچ شاخۀ تازه‌ای قدرت بلامنازع آن را در تحریک زیر سؤال و یا کم اثر سازد. آنان شبکۀ حقانی و حلقات زیرمجموعه‌اش بقایای حزب اسلامی مولوی یونس خالص و مولوی محمد نبی را گروه‌هایی می‌دانند که با طالبان بیعت کرده‌اند. طالبان لوی کندهار در محور ملاهبت‌الله آخوندزاده رهبر و مولوی یعقوب مجاهد وزیر دفاع هیچ آدرسی را که قدرت آن را چلنج کند، بر نمی‌تابند.

در کابل علاوه بر درگیری میان دو شاخۀ اصلی طالبان، اختلافات قومی نیز دامن زده شده است. پس از برکناری عالم مخدوم قوماندان ازبیک تبار طالبان و همچنان معرفی صلاح الدین ایوبی در یک سمت نه چندان مهم در وزارت انکشاف دهات، طالبان ولایات فاریاب، جوزجان، سرپل و مزارشریف ناراض گردیده اند. این نارضایتی به پیمانه ای است که گمان می رود بخشی از نیروهای طالبان در این ولایات به داعش بپیوندند.  

اختلافات درونی,سراج الدین حقانی,شبکه حقانی,طالبان,ملا برادر,ملا هبت الله,ملایعقوب