دوشنبه, ۴ میزان ۱۴۰۱

در راستای همگرایی منطقه‌ای

FUQsKE6XEAEzdn5

فهم نزدیک‌شدن به‌طالبان در دهلی‌نو

28 June 2022

منبع: The Hindu

برگردان: غلام غوث عمری

 

موفقیت و شانس ائتلاف تحت رهبری پاکستان در سرنگونی نظام مبتی بر قانون اساسی تحت حمایت ایالات متحده در افغانستان، تحولات غیرمنتظره‌ای را آشکار کرده ساخته است.

درحالی که تعداد فزاینده‌ای از لابی‌های غربی و منطقه‌ای طالبان در حال دورشدن از پیروزی پیروزانه ‌شان هستند، هند یک هیئت دیپلماتیک ارشد را به کابل تحت اشغال طالبان فرستاده است. تنها چند ساعت پس از تسلط طالبان سال پار، هند اولین کشوری بود که سفر همه افغان‌ها به هند را ممنوع اعلام کرد، از جمله دانشجویان و بیمارانی که دارای ویزای معتبر هند بودند. در یک تصمیم مهم اما نه به طور گسترده، هند تصمیم گرفت از درخواست شورای امنیت سازمان ملل متحد از طالبان برای باز کردن مکاتب دخترانه خودداری کند و همچنان در مورد بدتر شدن وضعیت در افغانستان، هند سکوت اختیار کرد. جهت گیری آشکار هند را می توان به عنوان نمونه ای از سیاست واقعی برتری منافع ملی و سطحی بودن ارزش ها و احساسات در دنیای هابزی سیاست بین الملل توصیف و درک کرد. موضع بی طرفی هند در قبال درگیری روسیه در اوکراین، نسخه هندی سیاست خارجی “هند اول” را آشکار می سازد.

با این حال، نزدیکی دهلی با طالبان تعدادی سوالات ذیل را ایجاد می کند: منافع استراتژیک کلیدی هند در افغانستان چیست؟ چگونه نزدیکی بالقوه هند و طالبان می تواند چنین منافعی را پیشبرده و حفظ نماید؟ آیا طالبان قصد و/یا ظرفیت اجرای وعده های خود را دارند و بالعکس؟ هند چگونه با حوزه های انتخاباتی ضد طالبان تعامل خواهد داشت؟ آرزوی هند برای تبدیل شدن به یک قدرت جهانی با همسویی با رژیم غیرقابل قبولی مانند طالبان چگونه تامین خواهد شد؟

هند به عنوان هدف اتحاد

 افغانستان یک نگرانی امنیتی محور برای هند است، به ویژه، به دلیل پیوند ستیزه جویان اسلامی، مواد مخدر و جنگ نیابتی و هند هدف اصلی این اتحاد است. پیروزی طالبان دو هدف مهم ایدئولوژیک و استراتژیک اسلام گرایان مبارز و حامی پاکستانی آنها را تحقق بخشید و این دو هدف: ایجاد یک “حکومت ناب اسلامی” در قلب آسیا و تامین امنیت “عمق استراتژیک” پاکستان می باشد.

 این دو مفهوم، پیش شرط لازم برای دستیابی به دیدگاه دیرینه دیگر اسلام گرایان، “غزوه هند” می باشد. هم سوابق تاریخی و هم زیرساخت های موجود در حمایت از پیوند بنیادگرایان مذهبی، جنگجویان قبیله ای و جاه طلبی های امپراتوری وجود دارد. محمود غزنوی اولین کسی بود که بیش از ۱۰۰۰ سال پیش جنگجویان قبیله ای را از منطقه مرزی افغانستان/پاکستان برای حمله و غارت هند به خدمت گرفت. بریتانیا استراتژی مشابهی را برای تضعیف و در نهایت سرنگونی پادشاه مترقی افغانستان امان الله خان در اوایل قرن بیستم به کار گرفت. در اولین جنگ خود علیه هند در سال ۱۹۴۸، پاکستان ارتش قبیله ای را برای حمله به هند بسیج کرد. رکن مرکزی استراتژی ضد شوروی غرب در افغانستان، تأمین مالی و حمایت از مجاهدین از طریق عملیات اداره اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) به نام عملیات سیکلون بود. چشم انداز ژئواستراتژیک پاکستان برای افغانستان ایجاد یک “وزیرستان بزرگ” است که توسط یک طالبان منزوی، بی رحم و جزم اندیش اداره شده و  توسط سازمان ملل متحد / کمک های بشردوستانه غرب تامین گردد. در عوض، وزیرستان بزرگ به مرکز عمده ای برای تولید، آموزش و پناه دادن برندهای مختلف “جنگجویان قبیله/اسلامیگرایان” برای بازار های مختلف تبدیل خواهد شد. بیش از ۶۰۰۰ مدرسه مذهبی افغانستان به علاوه ۴۰۰۰۰ مدرسه پاکستان برای ایجاد بزرگترین شبکه موسسات آموزشی با الهام از ستیزه جویان در جهان تلفیق خواهند شد.

آفکار واهی

آرزومندی و امیدواری دهلی جدید این است که از کینه شخصی برخی از فرماندهان طالبان علیه پاکستان استفاده کند و از این رو به دنبال ایجاد یک جناح دوست هند در درون طالبان باشد. دستگاه اطلاعاتی نظامی پاکستان سیاست بی رحمانه و کارآمد خود را در برخورد با جناح های مخالف، خارج از کنترل و منسوخ نشان داده است. سرنوشت سیاستمداران پاکستانی مانند بی نظیر بوتو، نواز شریف، عمران خان، یا نمایندگان افغانستانی پاکستان مانند گلبدین حکمتیار و رهبر سابق طالبان ملا اختر منصور، عزم غیور پاکستان را برای حفظ انحصار خود بر نیابت هایش نشان داد. تمایلات ضد مسلمانان حزب حاکم هند نیز ابزاری بیشتری را در اختیار مدافعان “غزوه هند” قرار خواهد داد.  حقایق میدانی اغلب برای توجیه یک سیاست خارجی واقع بینانه ذکر می شوند. توجیهی توسط کسانی که طرفدار تعامل با طالبان هستند. حقایق دیگری نیز وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. توافقنامه صلح ایالات متحده با طالبان به دشمنی نیمه دل و اشتباه ایالات متحده با طالبان پایان داد. با این حال، دیگر عوامل درگیری در افغانستان را خاتمه نداد. روندهای زیر در رسانه های اجتماعی در میان کاربران افغان تصویر کاملی از درگیری غم انگیز را نشان می دهد: تحریم پاکستان; LetAfghanGirlsLearn; StopHazaraGenocide; StopTajikGenocide; تجزیه افغانستان.

 طالبان تمام پشتون‌های غیرطالب را از فضای عمومی محروم کرده‌اند، همانطور که در حبس خانگی رئیس‌جمهور پیشین حامد کرزی نشان داده شده است. همچنین نقض سیستماتیک حقوق بشر جوامع غیر پشتون که به منزله جنایت علیه بشریت است، و پاکسازی قومی که در مرز نسل کشی است، وجود دارد. برای اولین بار، تقسیم کشور به سیاست های تحت سلطه پشتون ها و تحت سلطه فارسیوان، متأسفانه به گفتمان سیاسی در میان حوزه های انتخابیه فارسیوان تبدیل شده است.

مغالطه “اول هند

به نظر می رسد که سیاست “اول هند” همان نزدیک شدن طالبان در دهلی را پیش می برد. اگر چنین باشد، ستون مرکزی سیاست خارجی و امنیتی هند، یعنی از بین بردن زیرساخت های تروریستی منطقه را نابود خواهد کرد. پیروزی طالبان بهترین محصول این زیرساخت است. انتقاد همزمان از یک سیستم تولید در حالی که محصول ممتاز آن را در آغوش می‌کشد، منطق را به چالش می‌کشد. هند به عنوان یک «دولت تمدنی» و یک قدرت جهانی الهام‌بخش نمی‌تواند به‌عنوان فروشنده‌ای فرصت‌طلب، معامله‌گر  رفتار کند. با وجود تردید و احتیاط استراتژیک هند در دو دهه گذشته در افغانستان، به دو معیار مهم تبدیل شدن به یک شریک ایده آل و قابل اعتماد دست یافت. بسیاری از افغان ها به هند به عنوان نمونه ای از یک کشور در حال توسعه نگاه می کنند که بر چالش های متعدد ایجاد و حفظ یک سیاست دموکراتیک کارآمد غلبه کرده است. مهمتر از آن، هند برخلاف بسیاری از بازیگران دو چهره، به عنوان یک دوست صمیمانه برای افغانستان دیده می شد. حتی برای یک سیاست خارجی مبتنی بر «منافع»، از دست دادن اعتماد و حسن نیت افغان ها نسبت به هند با پذیرش سیاستی که به دلایل متعدد محکوم به شکست است، معکوس است. از ۱۵ اگیست ۲۰۲۱، افغانستان از یک آزمایش Pax Americana به یک جاه طلبی “Pax Pakistana” نزول کرده است. چشم انداز صلح و ثبات در افغانستان تحت حاکمیت Pax Pakistana امکان پذیر نیست زیرا خود پاکستان تحت تأثیر چالش های متعدد داخلی و خارجی قرار دارد. افغانستان به یک مأموریت قوی سازمان ملل، از جمله روند انتقال سیاسی به رهبری سازمان ملل متحد که توسط نیروهای حافظ/سازنده صلح سازمان ملل حمایت می شود، نیاز دارد. هند می تواند از چنین تلاش هایی که شایسته شخصیت، جاه طلبی و نیازهای افغانستان است حمایت کند.

افغانستان,پاکستان,داوود مرادیان,روابط هند با طالبان,رییس مرکز مطالعات استراتژک,هند