سه شنبه, ۶ عقرب ۱۳۹۹

در راستای همگرایی منطقه‌ای

75210708_2520544101549806_2792616967406616576_n

مشروعيت و سرنوشت مذاكرات دوحه براي صلح افغانستان

۲۳ عقرب ۱۳۹۸

دکتر علی محمدی

الف. افغانستان در طول عمر خود كه جمعا ٢٧٢ سال مي شود، تنها ٤٠ سال در آرامش و نه لزوما صلح، به سر برده است.

ب. كشوري كه در عمر كوتاه خود شاهد جنگهاي خونين بيش از دو سده باشد، به سادگي به صلح نميرسد؛ ريشه اين منازعات طولاني و خونين در كجاست؟

ج. براي روشن شدن دورنماي صلح، به ويژه با امتيازهاي بزرگي كه به طالبان داده شده است، يافتن پاسخ هاي روشن به اين پرسش ها تعيين كننده است:

١. ماهيت جنگ در افغانستان چيست؟ آيا جنگ افغانستان يك جنگ داخلي است يا بين المللي و يا بين المللي شده؟

٢. ماهيت صلح افغانستان چيست؟ بدون ترديد، اين مسئله به پاسخ پرسش پيشين وابسته است. از ديد من جنگ افغانستان يك جنگ بين المللي شده (internationalized war) است و از همين رو، برخلاف كساني كه اصرار بر مذاكرات در داخل كشور و با ابتكار حكومت دارند، من به دخالت مستقيم و ابتكار بازيگران منطقه اي و جهاني در روند صلح افغانستان نظر دارم.

٣. به لحاظ حقوقي چگونه مي توان به اين روند اعتبار داد؟ پاسخ اين پرسش در گرو يافتن پاسخ دو سوال راجع به جايگاه حكومت و طالبان است؛ آيا حكومت افغانستان يك حكومت مشروع و مورد حمايت تمام مردم و أقشار مختلف جامعه است؟ به عبارت ديگر، آيا حكومت صلاحيت نمايندگي از مردم را دارد؟ بررسي وضعيت و شواهد عيني نشان ميدهد كه پاسخ منفي است.

آيا طالبان يك گروه تروريستي (و از ديد فقهي، محارب) است يا يك گروه شورشي (و از منظر فقهي، باغي) در قالب نهضت آزاديبخش و مانند آن؟ اگر در دسته نخست قرار بگيرد، صلح با تروريست يعني نفي حاكميت حداقلي دولت؛ زيرا دولت آن اندازه ضعيف و ناچيز است كه بجاي مجازات تبهكار به مذاكره با او دل خوش ميكند. اما اگر طالبان نهضت رهايي بخش و پيرو يك ايديالوژي هستند، در صورتي مي توان به مذاكرات صلح اميد بست كه آنان نيز حكومت را به عنوان نماينده دست كم بخشي از جامعه يا يك طرف بپذيرند نه اينكه حكومت را نامشروع و دست نشانده بخوانند؛ حكومت نيز در قبال طالبان بايد موضع واحد و روشن داشته باشد.

همين سردرگمي در حكومت و اصرار طالبان بر إشغالي بودن كشور، موجب شد طالبان از يك گروه تروريستي تحت تعقيب به يك بازيگر مطرح و طرف مورد قبول قدرت برتر جهان مبدل شود و به نظر ميرسد موضع مبهم و چندپهلوي حكومت در قبال طالبان، بيش از هر چيزي ريشه در ساختار اجتماعي دارد؛ تاريخ قدرت و حكومت در افغانستان به طورعمده سرگذشت يك گروه قومي است.

اشرف غنی,دکتر علی محمدی,صلح,طالبان,منازعه قومی