سه شنبه, ۶ عقرب ۱۳۹۹

در راستای همگرایی منطقه‌ای

biden-trump-ap-gty-er-190429_hpMain_16x9_992

ملّت زورگو: به بهانه مناظره ترامپ و بایدن

۱۱ میزان ۱۳۹۹

دکتر سید حسن اخلاق

مناظره تند و حرمتشکنانه کاندیدهای ریاست جمهوری امریکا در این هفته تکان دهنده بود. نخست با خود اندیشیدم اگر من به جای بایدن بودم چه می کردم. بعد پیشتر رفتم و پرسیدم که چرا کاندیدای ابرقدرت دنیا در مقابل چشم میلیونها انسانها چنین رفتار کردند؟ آیا میان آن با مواردی مانند افزایش خشونت های منطقه ای در امریکا٬ شلیک به گروهها٬ خشونت پولیس علیه سیاهان٬ و حتی پیروزی پیشتر ترامب در ۲۰۱۶ ارتباطی است؟ یاد چارلز دربر افتادم و برای فهم موضوع کتاب او را به مطالعه گرفتم. دربر جامعه شناس برجسته ای است که در کالج بوستون درس می دهد. با او در سمیناری پیرامون عدالت با هم آشنا شدیم. او در بحرانهای سرمایه داری٬ جهانیسازی٬ قدرتهای شرکتی٬ نظامی گری امریکا٬ فرهنگ یکنواخت سازی٬ بحران محیط زیست٬ و عدالت صاحبنظر است. کتاب «ملت زورگو» ی در ۲۰۱۶ زمان پیروزی دونالد ترامپ چاپ شد.

در امریکا کارهای زیادی درباره افراد زورگو مخصوصا اطفال و فضای مدارس/مکاتب صورت گرفته است. اما دربر با همکارش یل مگراس معتقدند که فروکاهش موضوع به مدارس و مسایل روانشناسی٬ به معنای نشناختن موضوع است. آنها موضوع را از روانشناسی و رواندرمانی به جامعه شناسی تغییر می دهند: زیرا نه کسی با این خصوصیت زاده می شود و نه امری فردی است؛ بلکه برعکس٬ مردم با و در روابط اجتماعی زورگو می شوند٬ همان مردمی که خود به عنوان عاملِ «زورگویی ساختاری» به خدمت گرفته می شوند. بنابراین نویسندگان با استفاده از «تصویرسازی جامعه شناختی» رایت میلز به دنبالِ «تغییر پارادیم» برمیآیند. 

به نظر آنان «سرمایه داریِ نظامی» در امریکا ریشه ای است. امریکا خود پیدایشی خشن دارد: استقرار یافتن در یک قلمرو بر اساس برده داری و افزایشِ بی محابای اقتصاد سرمایه داری. نویسندگان به بررسی اسناد حقوقی امریکا در موضوع حریم خصوصی٬ نظریه مدافعان الغای بردگی درباره آزادی بیان٬ قانون ۱۹۶۴ حقوق مدنی امریکا٬ شبکه های رادیویی و تلویزیونی٬ مخصوصا هراسافکنیِ حکومتهای فدرال و ایالتی بعد از یازده سپتمبر می پردازد تا قانونی شدنِ زورگویی را در فرهنگی وسیعتر برجسته کنند. فرهنگی که زورگویی نظاممند را به وجود می آورد که از خانه تا جامعه٬ و از فرد تا اجتماع را تحت تاثیر خود قرار می دهد. در همه این موارد٬ زورگویی نتیجه عدم تعادل بین قدرت و رفتار است؛ آن عدم؛ آن عدمِ تعادلی که قربانیِ خود را تحقیر می کند٬ فرهنگِ تسلیمی و پذیرش را نهادینه می کند و معنایی از برتری و مشروعیت به زورگویی می بخشد. در نتیجه٬ زورگویی فردی٬ پیامد زورگویی نظاممند است. زورگویی مشکلی ساختاری است که از سیستمی برمی خیزد که بر نظام سلسله مراتبیِ قدرت استوار است از راهروهای پنتاگون تا کنگره تا دفاترِ شرکتها تا صنفهای درسی تا زمینهای ورزشی تا محیط زیست.

نویسندگان در فصل های مختلف به تفصیل به پژوهش زورگویی در سرتاسر جامعه می پردازند: از خانواده هستهای تا ثروتخواهیهای افراطی٬ از بازار آزاد و شرکتها تا نهادهای آموزشی٬ از ارتش تا روابط بین ملتها٬ از روابط انسانها با یکدیگر تا خوارشماری طبیعت و محیط زیست. مردم و نهادهای قدرتمند٬ فرهنگی می آفرینند که در آن٬ خشونت و تندی٬ طبیعی و عادلانه دیده شوند؛ اینجا افراد با هم به رقابت بر می خیزند که چه کسی زورگو باشد و چه کسی قربانیِ تا هر کس تقدیر خود را در این سلسله مراتب بیابد. هر چه سلسله مراتب تندتر٬ زورگویی بیشتر. «زورگویی یعنی آنکه بیشتر قدرت دارد٬ کمتوانتر را اسیر اراده خود بسازد و تضمین کند که همه چیز همانطور می ماند.» ملتهای قوی تر به ملل ضعیفتر زور می گویند؛ استعمارگران به استعمارشدگان؛ والدین به فرزندان؛ معلمان و استادان به شاگردان؛ مدیران به کارمندان؛ مردان به زنان؛ سفیدان به رنگین پوستان؛ و انسانها به حیوانات اهلی و وحشی (در ضمیمه می افزایند که خدای عهد عتیق هم به اسراییلیها!).

بنابرین مبارزه با زورگوییِ فردی و اخلاقی٬ نیازمند مبارزه با سیستمی است که آنرا می آفریند. در امریکا این «نظامِ زورگویی» نتیجه پیوندِ نهادهای نظامی٬ حکومت٬ و شرکتهاست تا «سود» بیافریند و قدرتِ خود را حفظ کند. زورگویی به بقای اتوریته و وضع سلسله مراتبی موجود بسنده نمی کند بلکه می کوشد آنها را به جاهایی بگستراند که نبوده یا دیده نمی شد. در واقع جهانی٬ می آفریند که دونالد ترامپ٬ رییس خودکامه و قهرمان سرمایه داران٬ بتواند آزادانه عمل کند. زورگویی٬ ارعاب و سوء استفاده عاطفی موجب احساسِ حقارتِ شخصیت و هویتِ قربانی می شود تا آنان نه تنها کنترل بر خود و اظهارِ شایسته خود را از دست بدهند که حتی دیگر نتوانند از ارتباطات لذت ببرند٬ تحصیلاتشان را ادامه بدهند٬  خلاقیت کاری نداشته باشند٬ صدایی تاثیرگذار در گفتمان اجتماعی داشته باشند و بتوانند در حیات سیاسی سهم بگیرند.

بهر حال نویسندگان به تفاوت و در عین حال وجود زورگویی در ملّت های دیگر هم می پردازند و ضميمه آخر به اسرائيل و خاورميانه و جهاد: قديم و معاصر، اختصاص یافته با اینهمه می گویند به امریکا می پردازند زیرا قدرتمندترین ملت جهان است و بطور خشنی نظام خود را مانند یک الگو برای جهان مطرح می کند.

کتاب با تمام نکات قابل نقد٬ در مجموع اثری خواندنی برای فهم جامعه امریکایی٬ نظام سرمایه داری نظامی و حمله های سیاسی است. امیدوارم این کتاب شانس ترجمه و نشر را بیابد.

بایدن,ترامپ,سید حسن اخلاق,مناظره امریکا