سه شنبه, ۴ قوس ۱۳۹۹

در راستای همگرایی منطقه‌ای

02

چرا صاحب ديدگاه علمی نمی‌شویم؟

۰۶ جدی ۱۳۹۷

یعقوب یسنا

اگر بخواهیم وضعیت علم و دانش و نگاهی علمی در نهادهای گویا علمی (دانشگاه‌ها) بهتر شود؛ باید از اساس، نصاب را در وزارت معارف تغییر داد. شاید در جهان و منطقه، بدترین نصاب را داشته‌باشیم که جنبه‌ی آموزشی نداشته‌باشد.

بعد از دوازده سال، دانش‌آموزان هیچ مهارتی این جهانی را یاد نمی‌گیرند؛ حتا مهارت و منطق درست‌نوشتن و درست‌خواندن را یاد نمی‌گیرند؛ چرا؟ برای این‌که نصاب جنبه‌ی آموزشی روشمندانه ندارد. در کتاب‌های درسی، فقط اطلاعات بی‌رویه انداخته شده‌است. کتاب‌های درسی ما به زباله‌ی اطلاعات می‌ماند. حتا این اطلاعات جدا از روشمندی آن، اعتبار «اطلاع» را نیز ندارند.

نام کتاب درسی، ادبیات است. اما جنبه‌ی آموزشی درست‌خواندن و درست‌نوشتن در کتاب ادبیات مطرح نیست. بیشتر اطلاعات تاریخی و مذهبی درباره‌ی افراد و… در کتاب‌های ادبیات پرتاب شده‌است. این اطلاعات در تاریخ افغانستان، تاریخ اسلام، دینیات و… نیز تکرار شده‌است.

در ارایه‌ی مطالب، جنبه‌ی علمی و منطقی درنظر گرفته نشده‌است. بعد از دوازه سال دانش‌آموزان بی‌آنکه مهارتی را یاد بگیرند با ذهن‌های انباشته از اطلاعات بی‌پایه و بی‌اساس و عصبیت‌های جنسیتی، مذهبی و قومی فارغ می‌شوند.

اصولا نصاب طوری باید تهیه شود که جنبه‌ی علمی و منطقی در تهیه‌ی مطالب درنظر گرفته‌شود تا دانش‌آموزان در دوازده سال دارای چهارچوب ذهنی علمی و منطقی شوند. اما دانش‌آموزان با هیچ پایه و اساس آشنا نمی‌شوند؛ فقط اطلاعاتی بی پایه و اساس منطقی و علمی ذهن آنان را انباشته می‌کند.

دخترانم می‌گویند معلم دینیات ما می‌گوید اگر موی تان از زیر چادر تان بیرون شود، شیطان به سر تان تُف می‌کند. چند سال از این تُف‌کردن شیطان گذشته اما هنوز می‌پرسند که پدر شیطان چطو تُف می‌کند. این اطلاعات است که ذهن ایشان را انباشته کرده‌است، اما اساس و بنیاد ندارد. لازم نیست به کودک این گونه گفته شود.

مثلا در کمیا تا گفته شود که آب چگونه به یخ تبدیل می‌شود؛ گفته می‌شود از قدرت‌های خداوند است. احترام قدرت خداوند سر جایش. اما نصاب باید هر مورد را در بستر علت و متغیر آن مطرح کند که به دانش‌آموز دید علمی و منطقی بدهد تا بتواند مناسبات را در چارچوب منطقی و علمی بشناسد و در شناخت مناسبات دارای تفکر علمی و منطقی شود.

دانشگاه‌های دیگر را نام نمی‌گیریم. دانشگاه‌ی کابل پیش از دانشگاه‌ی تهران اساس گذاشته شده‌است. بیشتر از هشت‌صد استاد دارد. شاید بیست وچند هزار دانشجو داشته‌باشد. اما فعالیت علمی و پژوهشی‌اش کجاست؟ چه پژوهش و تحقیقی را در عرصه‌ی علمی به ثبت رسانده است؟ هر سه‌سال استادان کاری را بنام تحقیق ارایه می‌کنند و رتبه‌ی علمی می‌گیرند؛ این تحقیق‌ها کجا ثبت می‌شوند؟ نتیجه‌ی علمی این تحقیق‌ها چیستند؟ چه راه‌حلی ارایه کرده‌اند؟

رویکرد علمی نه در نصاب وزارت معارف مطرح است و نه در نصاب دانشگاه‌ها. در تدوین نصاب، ارایه‌ی اطلاعات بی سر و ته، مهم نیست؛ مهم این است‌که رویکرد علمی، منطقی و پژوهشی با جنبه‌های یادگیری در چگونگی تدوین اطلاعات درنظر گرفته شود.

چند سال پیش بود، کسی از دانشکده‌ی هنرهای زیبا تحقیق ترفیع‌اش را در باره‌ی هنرهای تجسمی نوشته بوده‌است. مرجعی در وزارت تحصیلات تحقیق استادان را از نظر مذهبی و عقیدتی مورد بررسی قرار می‌داده است؛ گفته این کار خلاف دین است. در دین هنر تجسمی، کفر است. به وضعیت غریب علم فکر کنیم!

اگر بخواهیم وضعیت علم در نظام آموزشی ما بهتر شود؛ نخست باید وزارت معارف و تحصیلات را از این انباشته‌گی و بی در و پیگری نجات بدهیم. اگر ممکن باشد، هر دو وزارت با هم ادغام شود، یک وزارت منظم و منسجم شود. در افغانستان تا ضرورت منطقی جدایی وزارت معارف و تحصیلات عالی مطرح باشد، حیثیتی‌بودن این جدایی مطرح است. این که وزارت تحصیلات عالی سویه‌اش بالا است و از معارف پایین است!

بعد حکومت این نهاد را از خویش‌خوری و مناسبات سیاسی نجات بدهد؛ افراد متخصص را استخدام کند. ملاها و سیاست‌مدارانی که در این نهاد تشریف دارند، معاش آنها را بدهد، بگوید خانه‌ی تان باشید یا برای مدتی آنها را تاجیکستان، ترکیه، دبی و… بفرستد که چکر بزنند و… با ملابازی و سیاست‌بازی وضعیت نصاب و علم در معارف و تحصیلات بهتر نمی‌شود.

افغانستان,تعلیمی,دیدگاه,علمی,نصاب