سه شنبه, ۳۰ جدی ۱۳۹۹

در راستای همگرایی منطقه‌ای

1

کالبد شکافی هیولا

۳۰ دلو ۱۳۹۷

گفت‌وگویی با استاد خواجه بشیر احمد انصاری پیرامون دین و خشونت

بخش هفتم

 

زبان سرخ خشونت

زبان مهمترین ابزاری است که انسان را از بقیه حیوانات متمایز می‌سازد. از همین لحاظ بود که ارسطو نطق را معیار تمایز انسان و حیوان می‌پنداشت، و مارتن هایدگر، فیلسوف آلمانی، زبان را خطرناکترین نعمت خداوندی برای بشر. کتاب‌های آسمانی نیز تأکید فراوانی بر عطیۀ زبان نموده‌اند تا جایی که پیامبر اسلام معجزۀ خویش را در قالب زبان ارائه نمود. در تورات و انجیل هم منزلت سخن چنان مهم تصویر گردیده که کلمه را نخستین آفریدۀ خدا چه که حتی خود خدا می داند.

با درک همین اهمیت ژاک دریدا،  فیلسوف قرن بیستم فرانسوی، منشأ خشونت‌های اولیه را در زبان جستجو می نمود. تاریخ شهادت می‌دهد نخستین سلاحی که در میدان‌های جنگ به کار برده می‌شود چیزی جز زبان نبوده است. خشونت زبانی گاهی عامل جنگ بوده و گاهی هم معلول آن. در عربی ضرب المثلی است که می گوید “الحرب أولها کلام” به این مفهوم که جنگ با سخن آغاز می گردد. دشنام، تحقیر، تهدید و جریحه دار ساختن مشاعر دیگران از مظاهر همین جنگ اند که همه با ابزار زبان صورت می گیرند.

در زبان و ادبیات فارسی هم ما با انبوهی از ضرب المثل و شعر روبرو هستیم که بر اهمیت زبان تأکید نموده اند که ضرب المثل “زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است” بیانگر همین اهمیت می باشد. در  شعر فارسی خیلی از خشونت زبانی یاد شده است مانند این بیت اسدی:

ز زخم سنان بیش زخم زبان

که این تن کند خسته و آن روان

جامعۀ ما امروز با مظاهر گوناگون خشونت روبرو است که خشونت زبانی یک از برجسته ترین آن ها به شمار می رود. وقتی سخنران و خطیب و شاعری می خواهد خشونت را به مخاطبانش انتقال دهد، عضلات سیستم تنفسی به هم نزدیک می شوند، حنجره تنگتر می گردد، زبان به عقب کشیده می شود؛ تو گویی برای پرتاب گلوله ای پس و پیش می رود؛ گاهی به سقف دهان و زمانی به دندانها می کوبد و دهانی باز می شود که همزمان با نهیب و نهیق آن بوی باروت کینه و عقده می تراود و صدا و واژه دست در دست هم داده، انرژی منفی خصومت و بدبینی به بیرون پمپ نموده و آن موج صوتی زهرآلود در فضا می پیچد و در نهایت امر محیط زیست اجتماعی را آلوده و زهراگین می سازد. آخر چه چیزی غیر از زبان می تواند عواطف را به هیجان آورده و برانگیزد و در نتیجه خشونت را استقامت داده و از قوه به فعل در آورد.

زبان سکویی است که سلطۀ دینی، قانونی،اخلاقی و فرهنگی یک جامعه بر فراز آن تبارز یافته و بر افراد و جامعه حکومت می کند. زبان از چنان قدرتی برخوردار است که حتی گاهی متکلم هم نمی تواند خود را از سلطۀ آن وارهاند. زبان از یکسو راه را برای خشونت فیزیکی هموار می سازد و از سوی دیگر خشونت را در داخل خویش می پرورد. انسان، نخست خشونت را در دستگاه زبان تولید می کند و باز به عرصه های دیگر منتقل می سازد. زبان هم میدان جنگ است و سلاح نبرد و ما همه اسیران سلطۀ آنیم. واژه ها ماین هایی اند که هر روز روابط اجتماعی ما را منفجر می سازند.

زبان ابزاری بی طرف نیست بلکه ظرفی است که محتوای آن را واژگانی برخاسته از کینه و خشونت و یا هم عشق و مهربانی لبریز نموده اند.

ایستادن در برابر خشونت کار ساده ای نیست و بویژه خشونت ادبی چون زبان به صورت اجتماعی خلق شده و از پشتوانۀ عرف برخوردار می باشد. دکتاتوران بزرگ و پیام آوران خون و خشونت سخنرانان خوبی بوده و از این ابزار در راه تحقق اهداف خود شان خیلی سود برده اند. وقتی هتلر به سخنرانی می پرداخت، همه مسحور دست ها و آهنگ صدای او می شدند و او احساس خشونتبار نژادی و بدبینی در برابر نژاد های دیگر بشری را با همین ابزار در روان پیروانش می دمید.

گراف خشونت زبانی در جامعۀ ما خیلی هراس انگیز  به نظر می رسد. این خشونت در همه عرصه های زندگی قابل دید است؛ چه در دفتر و چه در محیط کار و مکتب و مسجد و کوچه. خدا می داند که کودکان ما روز چند بار عباراتی چون شکستن دندان، کشیدن روده، بریدن زبان، پاره کردن شکم، شکستن سر، قطع کردن پا و کشیدن چشم را می شنوند. بریدن گردن که امروز از مجاز به حقیقت و از قوه به فعل درآمده، از همین زبان و ذهنیت منشأ می گیرد. این خشونت، شخصیت و ذهنیت کودکان ما را از نخستین مراحل که لب به سخن می گشایند شکل می دهد.

 

اگر خدا رفیق است و مهربانی را دوست دارد، و اگر پیامبرش تأکید می ورزید که آنچه از راه مهربانی به دست می آید از راه خشونت ممکن نیست، و اگر کتابش دستور می دهد که با مردم به بهترین شیوه گفتگو نمایید (وجادلهم بالتی هی أحسن)، پس این همه خشونت (اسلامی) در کدام دستگاهی تولید می شود.

آنچه زخم زبان کند با من

زخم شمشیر جان ستان نکند

ادامه دارد..

بشیر احمد,کشور نیوز,مصاحبه